مثل نابغه ها فکر کنید ( قسمت دوم )

با فکر آن ها بخوابید :

گاهی اوقات بعضی از موارد ، به دنبال یک خواب شبانه ، ملموس شده و واضح به نظر می رسند . در واقع این قبیل پروردن چه در طول شب صورت می گیرد و چه روز ، یک قسمت مهم از عملکرد مغز می باشد . اعمال هوشمندانه خارج از ذهن بیدار شما ، حتی وقتی به صورت هوشیار درباره موضوع های دیگری فکر می کنید یا حین خواب دیدن ، یا در حال انجام هستند . پس برای به یادآوردن آنچه که درست نوک زبانتان است ( یعنی در آستانه فکر هوشیار شماست ) ، باید حقه ای بزنید که آن هم به حال خود وانهادن و فراموش کردن آن مطلب است ( در عمل یعنی به مورد دیگری فکر کنید ) . به این ترتیب مطمئن باشید که بعد از مدت نسبتاً کوتاهی آن موضوع در ذهن هشیارتان خواهد درخشید . مطالب متعددی از این دست ، شامل مسائل ساده و روزمره تا مطالب بسیار مهم سالهاست به ذهن تان خطور نکرده ، هستند و گرچه چیزی بیش از عملکرد یک مغزعادی نمی باشند ، اما از شاخص های هوش برتر شما به شمار می آیند .

برای راه اندازی این عملکرد غریزی ، شما باید به ضمیر ناخودآگاه خود وقت و فضای کافی ارزانی کنید ، یعنی آرام بمانید و به فکرتان استراحت بدهید پس به محض اینکه احساس ناراحتی و تنش کردید آن مطلب تنش زا را از ذهنتان دور نمایید . یعنی حتی اگر وقت تنگ باشد و مسئله بغرنج به نظر بیاید ، به منابع مغزی خود اعتماد کنید.

دنبال کمیت باشید :

هرچه قدر می توانید و با هر کیفیت که در توان دارید ، فکر تولید کنید و برای آنها تا حد امکان رویکرد های احتمالی بسازید . در واقع نادرترین و شایع ترین احتمال ها را در نظر بگیرید و حتی بعد از پیدا کردن یک گزینش مناسب ، باز هم دنبال کشف بقیه حالت های ممکنه باشید ، به طوری که اگر دیگران هم دست از کار کشیدند ، شما باز ادامه دهید ، چون کمیت هم مهم است.

نوابغ ، فکر مولد دارند ، مورزات بیش از ششصد قطعه موسیقی ساخت . به نظر شما چند تا از آن ها به اجرای صحنه ای یا شرکت های ضبط موسیقی رسیدند ؟ باخ هرهفته یک کائنات می نوشت و توماس ادیسون  1903 طرح داشت . اینشتن نه تنها مقاله بحث برانگیزی درباره نظریه نسبیت نوشت ، بلکه 248 مقاله دیگر نیز منتشر کرد .

پس وقتی با مشکلی مواجه می شوید ، از خود بپرسید که از چند راه می توانم آن را حل کنم ؟  و بهترین راه حل چیست ؟  آیا می توانم این مشکل را به یک فرصت تبدیل کنم ؟ آن وقت دنبال پاسخ های متعدد باشید احتمالاً بعضی از این پاسخ ها غیرعملی یا احمقانه هستند ، تعدادی مقرون به صرفه نبوده و بعضی از آن ها بی نظیر هستند . اما توجه داشته باشید که چون یک فکر خوب می تواند زندگی شما را عوض کند ، بنابراین از بالا بودن کمیت در روند خلاقیت خود نگران نباشید . این طور تصور کنید که افکار بیشماری در انتظار کسانی هستند که برای تبلور آن ها آماده باشند .

موارد غیر منتظره را بپذیرید :

هر روند منطقی ، بر اساس انتظارات طراحی می شود . به همین دلیل شما از سیستمی که به طور ثابت و منطقی از طریق نیمکره چپ مغز کار کند تعجب نخواهید کرد . شما برای تولید فکر به نوعی آگاهی یا سیستم نیاز دارید و برای اینکه اتفاقی بیفتد ، شما هم باید کاری بکنید اما از سوی دیگر اگر از یک سیستم آماده تبعیت کنید ، احتمالاً نتایج غیر منتظره ای به دست نخواهید آورد و بیشتر به همان نتایج مورد انتظار از آنچه انجام می دهید و سیستم برای آن برنامه ریزی شده است ، خواهید رسید . شاید مغز شما به طور ناخودآگاه ، آن سیستم را برای دیدن نتایج احتمالی به راه می اندازد . و هر جا نتایج حاصله از نظر منطقی ، غیرممکن به نظرش بیاید متوقف می شود ، یا اولین راه حل مناسب را که می یابد ارائه می دهد . دیگر این که مغز اگر فکر کند نتیجه را می داند و تمایلی به راه اندازی مجدد سیستمی که قبلاً برای پاسخ به همین سوال ها به کار افتاده بود را ندارد . پس آنچه که برای تضمین بقای الگوهای موجود لازم است ، مانند : منطقی بودن ، درستی ، غلط یا تکراری بودن و غیره را بررسی و ارزیابی می کند . این کار باعث می شود تا سیستم مولد (( من هم همینطور )) به طور خودکار عوامل بدیع ، اساسی و غیر منتظره را تصفیه کند . بنابراین شما در یک محدوده ای از بدویت فکری باقی می مانید و چون این حالت عمیق تر می شود ، دائماً پیش داوری می کنید . راه حل این است که سعی کنیم سیستمی داشته باشیم که تا سرحد امکان با به هم ریختن و ترکیب جدید الگوهای موجود ، رسیدن به نتایج غیر منتظره را تضمین کند . بنابراین منتظر مسائل غیرمنتظره باشید و آنها را بپذیرید .

ادامه دارد ...................

(مطالب بعدی در ادامه این مطلب : دیدگاه خود را تغییر دهید - تردید کنید  )

منبع : کتاب چگونه هوش خود را افزایش دهید ؟ اثر: هری الدر و ترجمه : فرشاد نجفی پور انتشارات نسل نواندیش